قند عسل ما

سیسمونی

  سلام عزیز مامان امروز که اومدم یه سری از لوازم سیسمونی تو برات بزارم ۲۰ بهمن ماه و ۳۴ هفته و۲ روزته . کمتر از ۵۰ روز دیگه مهمون دلمی . با اینکه خیلی شوق و ذوق دارم تا بیایی زندگی دوتاییمون و  سه تایی کنی اما خیلی خیلی دلم برای این روزها تنگ می شه . این حس که خداوند به من این لیاقت داده تا در وجودم موجودی پرورش پیدا کنه . هر بار که تکون می خوری عظمت و بزرگی خدا  در برابر بنده کوچکی چون من بزرگتر و بزرگتر می شه . این فقط قطره کوچکی از آن دریای بی کرانه ......  خدایا شکرت ..... ایناهم وسایل نازنینم       ...
21 بهمن 1389

کیک پوشکی

    پسر گل مامان با اینکه قرار نیست برات جشن سیسمونی مفصلی بگیرم اما کیک پوشکی برای دل خودم و خودت درست کردم سه شنبه با باباجونی وسایلشو خریدیم چقدر هم حالم بد بود توان حرکت کردن نداشتم اما با دیدن وسایل مورد نیاز برای درست کردن کیکت کلی ذوق زده شده بودم همون شب نشد آمادش کنم فردای اون چهار شنبه ۱۳ بهمن کیکتو آماده کردم . اینم عکسش قند عسل   ...
21 بهمن 1389

پسر 1900 گرمی مامان

  مامانی امروز صبح ( سوم بهمن ) نوبت دکتر داشتم تصمیم گرفته بودم از خانم دکتر بخواهم سونو بنویسه تا روی ماهتو ببینم آخرین بار که با بابایی دیدیمت ۱۲ آبان بود اون وقت فقط ۲۵۰ گرم بودی . تو مطب صدای قلبتو شنیدم و خانم دکتر هم سونو نوشت . بعد از ظهر با بابایی رفتیم سونوگرافی .  کلی بزرگ شده بودی حدود۱۹۰۰ گرم وزن .   
21 بهمن 1389

رنگ اتاق محمد

  بالاخر بعد از چهار روز دویدن من و بابایی مولتی کالر اتاقت تموم شد و اتاق مرتب کردیم . امروز بعد از ظهر هم موکتت آماده می شه و باید تا آخر هفته صبر کنیم تا تخت و کمدت بیاد و وسایلتو بچیتیم .
21 بهمن 1389
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به قند عسل ما می باشد